|
⎝⓿ ⓿⎠ فانی بلاگ ⎝⓿ ⓿⎠ به وبلاگ گروهی فانی بلاگ خوش اومدین.
| ||
|
[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 19:31 ] [ funny-blog ]
نامه اسرار آمیز
محبت شدیدی که سابقا ابراز می کردم
دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو روز به روز زیاد تر می شود و هرچه بیشتر تو را می شناسم پستی و وقاحت تو بیشتر د نظرم آشکار می شود در قلب خود احساس می کنم که ناچار باید از تو دور باشم و هیچ گاه فکر نکرده بودم که شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقات هایی که اخیرا با تو کردم طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و می دانم که خشونت طبعی و تند خویی تو را بدبخت خواهد کرد اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو به پریشانی و بدبختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را در نهایت شادکامی طی خواهم کرد، در نظر داشته باش که روح من هیچ گاه به تو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته متوجه تو است،این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که از تو می خواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی این نامه را از صمیم قلب می نویسم و چقدر تاسف می خورم اگر باز هم در صدد دوستی با من باشی،با نهایت نفرت از تو می خواهم که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر مهمل و دروغ است و نمی توان گفت که دارای لطف و حرارت می باشد به طور قطع بدان که همیشه دشمن تو هستم و از تو به شدت متنفر هستم و نمی توانم فکر کنم که دوست صمیمی و وفادار تو هستم
توجه:نامه را یک خط در میان بخوان!!!!
برچسبها: [ چهارشنبه 18 مرداد 1391 ] [ 22:11 ] [ zahra ]
يك پيشنهاد انسان دوستانه
شماره تماس:02184902669 شماره تماس:02188067338
برچسبها: [ یکشنبه 15 مرداد 1391 ] [ 13:27 ] [ funny-blog ]
فرهاد جان آروم باش! رفته بودم فروشگاه... یه پیرمرد با نوه اش اومده بود خرید. پسره همش بهانه گیری می کرد.پیر مرد می گفت:آروم باش فرهاد جان. جلوی قفسه خوراکی ها پسره خودشو زد زمین و داد و بیداد کرد... پیر مرد گفت:آروم فرهاد جان. دم صندوق پسره چرخ دستی رو کشید چند تا از جنسا افتاد زمین.پیر مرد باز گفت:فرهاد آروم!تموم شد،دیگه داریم میریم. من کف بر شده بودم. بیرون رفتم بهش گفتم آقا شما خیلی کارت درسته.این همه اذیتت کرد فقط بهش گفتی فرهاد آروم باش! پیر مرد منو نگاه کرد و گفت: فرهاد اسم منه! اون هم اسمش سیامکه
برچسبها: [ شنبه 14 مرداد 1391 ] [ 19:16 ] [ zahra ]
آرزو های یک زن خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود.ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاپ توپ به درون بیشه زارکنار زمین شد.خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.............. قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف میزد!رو به خانم گفت:اگر مرا از بند آزاد کنی،سه آرزویت را برآورده می کنم. خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت:نذاشتی شرایط براورده کردن آرزو ها را برایت بگویم.هر ارزویی که برایت برآورده کردم ده برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم! خانم کمی تامل کرد و گفت:مشکلی ندارد آرزوی اول خود را گفت:من می خواهم زیبا ترین زن دنیا شوم. قورباغه به او گفت:اگر زیباترین شوی،شوهرت ده برابر از تو زیبا تر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست می دهی. خانم گفت:مشکلی ندارد.چون من زیباترینم،کس دیگری در چشم او مانند من نیست. پس آرزویش برآورده شد. سپس گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم . قورباغه به او گفت:شوهرت ده برابر ثروتمند تر میشود و ممکن است به زندگیتان لطمه بزند خانم گفت:هر چه من دارم مال اوست و ان وقت او هم مال من است.پس ثروتمند شد آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی براورده کرد. خانم گفت:می خواهم به حمله قلبی خفیفی دچار شوم! نکته اخلاقی:خانم ها خیلی باهوش هستند پس باهاشون درگیر نشید. قابل توجه خواننده های مؤنث:اینجا پایان این داستان بود.لطفا صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید . . . . . . . . . . . . . . مرد دچار حمله قلبی ده برابر خفیف تر از همسرش شد!!!!!!
برچسبها: [ شنبه 14 مرداد 1391 ] [ 18:58 ] [ zahra ]
آیا میدانستید که خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی میشود ؟ آیا میدانستید که موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابودمی سازند ؟ آیا میدانستید که چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟ آیا میدانستید که موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟ آیا میدانستید که نوزاد انسان بیش از 300 استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یكدیگر جوش می خورند ؟ آیا میدانستید که تقریباً یك سوم وزن یك زن و یك دوم وزن یك مرد را ماهیچه تشكیل می دهد ؟ آیا میدانستید که لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض می شود ؟
برچسبها: ادامه مطلب [ شنبه 14 مرداد 1391 ] [ 14:01 ] [ zahra ]
من،تو،او
من به مدرسه می رفتم تا درس بخوانم تو به مدرسه می رفتی.به تو گفته بودند باید دکتر شوی او به مدرسه می رفت اما نمی دانست چرا ********
من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم می گرفتم تو پول تو جیبی نمی گرفتی،همیشه پول در خانه شما دم دست بود او هر روز بعد مدرسه کنار خیابان ادامس می فروخت
********
معلم گفته بود انشا بنویسید موضوع این بود:علم بهتر است یا ثروت من نوشته بودم علم بهتر است.مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید تو نوشته بود علم بهتر است.شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیلزی او اما انشا ننوشته بود.برگه ی او سفید بود.خودکارش روز قبل تمام شده بود معلم آن روز او را تنبیه کرد.بقیه بچه ها به او خندیدند.آن روز او برای تمام نداشته هایش گریه کرد هیچ کس نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد.معلم نمی دانست او پول خرید یک خودکار را نداشته شاید معلم هم نمی دانست ثروت و علم گاهی به هم گره می خورند،گاهی نمی شود بی ثروت از علم چیزی نوشت
********
من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار توی حیاطش بوی یاس امین الدوله می آمد تو در خانه ای بزرگ میشدی که شب ها در ان بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می خرید او اما در خانه ای بزرگ میشد که در و دیوارش بوی سیگار و تریاکی را میداد که پدرش می کشید
*******
سال های آخر دبیرستان بود باید آماده می شدیم برای ساختن آینده من باید بیشتر درس می خواندم دنبال کلاس های تقویتی بودم تو تحصیل در دانشگاه های خارج کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد او اما نه انگیزه داشت نه پول،درس را رها کرد،دنبال کار می گشت
*******
روزنامه چاپ شده بود.هر کس دنبال چیزی در روزنامه می گشت من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه قبولی های کنکور جستجو کنم تو رفتی روزنامه بخری تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی او اما نامش در روزنامه بود،روز قبل در یک نزاع خیابانی کسی را کشته بود
*******
من آنروز خوشحال تر از آن بودم که بخواهم به این فکر کنم که کسی کسی را کشته تو آنروز هم مثل همیشه بعد از دیدن عکس های روزنامه آن را به کنار انداختی او اما آنجا بود در بین صفحات روزنامه.برای اولین بار بود در زندگی اش که این همه به او توجه شده بود
******
چند سال گذشت.وقت گرفتن نتایج بود من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی ام بودم تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی،همان آرزوی دیرینه پدرت او اما منتظر شنیدن صدور حکم اعدامش بود وقت قضاوت بود.جامعه ما همیشه قضاوت می کند من خوشحال بودم که مرا تحسین می کنند تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند زندگی ادامه دارد.هیچ وقت پایان نمی گیرد من موفقم .من می گویم نتیجه تلاش خودم است تو خیلی موفقی .تو می گویی نتیجه پشتکار خودت است او اما زیر مشتی خاک است .مردم گفتند مقصر خودش است من،تو،او.هیچ گاه در کنار هم نبودیم.هیچگاه یکدیگر را نشناختیم اما من و تو اگر به جای او بودیم،اخر داستان چگونه بود؟
برچسبها: [ شنبه 14 مرداد 1391 ] [ 13:49 ] [ zahra ]
هشدار
برچسبها: [ یکشنبه 08 مرداد 1391 ] [ 20:00 ] [ funny-blog ]
در مورد بعضی ها که گفته بودند متنت خونده نمیشه باید بگم من تا جایی که تونستم سعی کردم رنگ خوانایی انتخاب کنم اما اگه یه جایی هم اشکالی وجود داشت اسم قسمتشو بگین تا اصلاحش کنم . در مورد قالب وبلاگ هم که گفته بودن خیلی مسخره است باید بگم قالب قبلی وبلاگ خیلی زیبا بود اما اشکالاتی داشت که این فرد محترم ندیده . مثلا قسمت نظر دهیش خراب بود . اینجا جا داره من از دوست گلم ساسان تشکر کنم که این مشکلو اون بهم گفت . من خیلی دنبال قالب گشتم اما هر کدوم به نوعی اشکال داشتن ( البته این دفعه از همه جهت بررسی می کردم نه فقط از نظردهی ) تا اینکه این قالبو بدون هیچ عیبی پیدا کردم . یه حرفم مونده که درمورد وقت گذاشتن من روی وبلاگه . خانم محترم من اگه رو وبلاگم وقت میذاشتم ، حالا این وب رتبه 20 میلیون رو تو جهان نداشت ، وضعش خیلی بهتر بود . حالا از شما بازدید کننده محترم می خوام که در مورد این حرفای بالا نظری بدین . متشکرم.
برچسبها: [ چهارشنبه 04 مرداد 1391 ] [ 16:00 ] [ funny-blog ]
آیا می دانید گرانترین خودروی دنیا چیست؟ بوگاتی رویال Kellner Coupe ساخته سال ۱۳۹۱ که در سال ۱۹۸۷ با قیمت ۸ میلیون و هفتصد هزار دولار به فروش رسید. این را گفتم تا بدانید منظور من از این نوشته خودروهایی هستند که در بازار موجود اند و به صورت عتیقه یا خودروهایی که دیگر تولید نمی شوند، نیستند.
گران ترین خودروهای جهان
– اس اس سی آلتیمیت آئرو – SSC Ultimate Aero: این خودرو سومین ماشین سریع دنیاست که اجازه تردد در خیابان دارد و می تواند در ۲٫۷ ثانیه به سرعت ۱۰۰ برسد. SSC Ultimate Aero نصف یک بوگاتی ویرون قیمت دارد اما می تواند با آن مقابله به مثل کند!
– پاگانی زوندا سی ۱۲ اف – Pagani Zonda C12 F: این خودرو توسط یک تولید کننده کوچک ایتالیایی تولید می شود و ۰ تا ۱۰۰ آن در ۳٫۵ ثانیه خواهد بود.
بقیه در ادامه مطلب
برچسبها: ادامه مطلب [ پنجشنبه 22 تیر 1391 ] [ 13:56 ] [ funny-blog ]
|
خرداد 1393 اردیبهشت 1393 فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آبان 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 | |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||